تا حالا دیده‌اید کسی بال‌هایش از روی دلتنگی دربیایند و او بتواند به سمت کسی که دلتنگش است پرواز کند؟ و آن‌قدر خوش‌شانس باشد که آب و هوا هم به‌خاطرش مساعد و مطلوب شود؟
حین کارکردن در حوزۀ کنترل و نظارت بر تجارت خارجی، به مطالعاتی دربارۀ انواع اسناد اعتباری پرداختم و زمینه را برای ارتقای سمت و فعالیت تازه، فراهم کردم.
اگر با آن‌ها آشنا نمی‌شدم نمی‌توانستم جوری که الان می‌زیم و از آن رضایت دارم زندگی کنم.
هرچه به سام گفتم:«بیا مقابل دوربین تا ببینمت.» گفت:«نه.»
ساعت 1545 است.آماده‌ام برای بخش بعدی زندگی؛ برویم ببینیم چه برایمان در دست دارد!
یش آمده هزارتا کار بکتی و انجام ندادن یک سری کارها سبب شود حس مثبتی نسبت به آن روز پرکار نداشته باشی؟
دنبال تعادل در زندگی می‌گردم و هرکار میکنم نمی‌توانم دائما آن را برقرار کنم؛ رضا می‌گوید شاید تعادل زندگی همین بی‌تعادلی باشد...